سلام .
امید مهربون من !
تو کجایی؟
محدثه راست میگه؟! اره؟ کجای که جواب سوالام روو بدی؟ کجایی؟ میگه من دنبال تو ام اره؟
راس میگه .... پس کجای امید زندگی من!
خدایا!!!

چرا همه می بیننت ولی من نه ... چرا ؟!
می خوام فکر کنم که دوستم نداری ولی اینگاری دارم با خودم لج می کنم .
میفهمی امیدم؟

امید من !
کجایی؟
من این همه توی فکر تو ام تو چی؟
لابدتو ام مثل من با یک دیگه می گردی ... اره؟ می گردی؟
منتظر نباش كه شبي بشنوي
از اين دلبستگي هاي ساده ، دل بريده ام
! كه عزيز باراني ام را ، در جاده اي جا گذاشتم
يا در آسمان ، به ستاره ي ديگري سلام كردم
توقعي از تو ندارم ! اگر دوست نداري ، در همان دامنه ي دور دريا بمان
هر جور تو راحتي ! باران زده ي من
همين سوسوي تو از آن سوي پرده ي دوري
براي روشن كردن اتاق تنهاييم كافيست
من كه اين جا كاري نمي كنم
فقط گهگاه گمان دوست داشتنت را در دفترم حك مي كنم
همين
اين كار هم كه نور نمي خواهد
مي دانم كه به حرفهايم مي خندي ! حالا هنوز











نمي دانم محبت را بر چه كاغذي بنويسم كه پاره نشود
برچه گلي بنويسم كه پرپر نشود
برچه ديواري بنويسم كه پاك نشود
بر چه آبي بنويسم كه هرگز گل آلود نشود
وسر انجام بر چه قلبي بنويسم
كه هرگز سنگ نشود

امیدم ....
اومدم این جا فقط و فقط به خاطر تو .... اومید قشنگم ؟!!
امید جوونم!
دل تنگتم ... نمی دونی چی همه توی دانشگاه دنبال تو می گشتم .
اره محدثه میگه من دارم اشتباه میکنم الکی به خودم گرفتم . کجایی؟ بگو راس میگه ؟ بگو دیگه .
من دارم خیال می کنم .فکر می کنک که از من خوشش می اد .می فهمم .نه... سعی میکنم که بفههمم در ک کنم سعی میکنم .خیلی سعی میکنم تا اخرین توانم .

تقدیم به امید مهربانم
دست نوشته هایم برای تو....
دلم تنگ شده واسه یه خواب آرووم ... خوابی که اول وآخرش خیال تو نباشه
یادتونباشه ...خوابی که تو آره خودخودت، تو اون خواب باهام باشی نه
فکروخیالت نه یادت نه خاطراتت...خوابی که وقتی اومد آروم شه دلم ...
خوابی که توعمقش که رفتم پردغدغه نباشه خیالم ...خوابی که بااومدنش
غم نکاره تودلم ...خوابی که بااومدنش بیداری روبهش ترجیح ندم...خوابی که
منو از خواب باچشم گریون نپرونه... خوابی که بایادآوردنش تو بیداری،
اشکمام سرازیر نشه...خوابی که خیال باتوبودن برام تداعی نشه...خوابی
که اجازه یه باردیگه با تو بودنو بهم بده....خوابی که حرفی ازدوست داشتن
و عشق یه طرفه نباشه... خوابی که تابه چشام اومد هوای ابری اونو بارونی
نکنه...خوابی که تلخی بی تو بودنو به یادم نیاره...خوابی که چشام بی
قراراومدنش باشه...خوابی که باعث نشه حسرت یه نگاهت تو دلم
بمونه...خوابی که حکایت دلتنگیامو برات بگه ... خوابی که باور تنهایی
ودوریت واسم راحت شه...خوابی که تعبیرش برگشتن تو باشه...خوابی که
فاصله ای بین من و تو نباشه...خوابی که تو اوون دیگه دلداده گی ام بی
جواب نمونه... خوابی که روحمو به عرش آسمونا ببره ...خوابی که وجودمو
به عمق دریا ببره...خوابی که منو باخودش جایی که تو باشی ببره
اگه قراره بیای واقعاًبیانه توخواب وخیالم بذارباورکنم بیدارم توروخدانذاردیگه
باچشم گریون بخوابم وخوابی که تواوون بفهمی چقدردوستت داشتم ودارم
وخواهم داشت واسه همینم دلم نیوومد بهت بگم واسه خاطر دلم بمون اما
بدون هنوزم چشام بی قرار اوومدنتن .....

دلم خیلی گرفته
نمیدونم چرا ولی احساس خوبی ندارم.
دلم میخواد از این جا فرار کنم و برم یه جای دور ....
جایی که هیج کس من رو نشناسه......هیچ کس نباشه...سکوت و سکوت و سکون....
دلم می خواست کسی پیدا بشه و طاقت شنیدن این همه درد رو داشته باشه.....
این همه فکر واسه یه ذهن کوچیک....این همه درد ......این همه کلمه ی نگفته........
این همه سکوت.......................

دوستت دارم همچو طلوع خورشيد در سحر گاه عشق!
دوستت دارم همچو تكه ابرهای سفيدی كه در اوج آسمان آبی در حال عبورند!
دوستت دارم چون تو رو ميخواهم و تو نيز مرا ميخواهی!
دوستت دارم از تمام وجودم ، با احساس پر از محبت و عشق!
دوستت دارم بيشتر از آنچه تصور می كنی!
دوستت دارم ، همچو رهايی پرنده از قفس و پرواز پر غرور او در اوج آسمان ها ،
همچو امواج دريا كه آرام به كنار ساحل می آيند و آرام نيز به دريا
می روند، همچو غنچه ای كه آرام آرام باز می شود و گل می شود ،
همچو اواخر زمستان كه شكوفه های بهاری باز می شوند !
دوستت دارم همچو چشمه ای در دل كوه كه آرام جاری می شود بر روی زمين و
تبديل به آبشاری می شود كه از دل كوه سرازير می شود!
دوستت دارم همچو مهتابی كه شبهای تيره و تار را با حضورش پر از روشنايی ميكند!
دوستت دارم همچو باران ! بارانی كه تن تشنه دنيا را جان ميدهد و می شويد !
دوستت دارم چون چشمانت اين حقيقت قلبم را باور دارد !
دوستت دارم ، چون تو آخرين اميد زندگی منی ، و لياقت اين دوست داشتن را داری!
دوستت دارم تا حدی كه قلبم و احساسم ظرفيت اين ابراز
دوست داشتن را نسبت به تو داشته باشند!
دوستت دارم ، چون با باوری عميق در قلب من نشستی
و مرا هدف و اميد زندگی خود قرار دادی!
دوستت دارم چون از زندگی ودنيا گذشته ای تا با من بمانی !
دوستت دارم چون نگذاشتی حتی يك قطره اشك از چشمانم سرازير شود!
دوستت دارم چون كه ياری ام ميكنی تا از اين سيلاب زندگی به راحتی عبور كنم و
خودم را در دشت آرزوهايم همراه با تو ببينم!
دوستت دارم فراتر از باور يك رويا و فراتر از باور يك حقيقت!
دوستت دارم ، چون با اطمينان و اعتماد كليد قلب سرخ و پر از عشقت را به من دادی!
دوستت دارم چون كه با احساس پر از صداقت قلم سردم را بر روی كاغذ زندگی
ميكشم و اين شعر و ترانه ها را برايت می سرايم!
مجنونم از مجنون عاقل تر ، و ديوانه ام از فرهاد عاشق تر!
نگاه به قلب كوچك و پر از درد من نكن كه همين قلب
يك دنيا عشق و محبت در آن نهفته است!
نگاه به چشمهای آرام و خسته من نكن ، اين چشم يك دنيا اشك در آن است!
نگاه به چهره پريشان من نكن ، اين چهره عاشق چهره تو می باشد!
دوستت دارم چون كه تو اولين و آخرين معشوق من می باشی!
دوستت دارم چون زمانی كه دفتر عشق را می گشايی و ميخوانی با خواندن نوشته
هايم اشك از چشمانت سرازير می شود!
امیدم ! خدا نگهدارت